قران کریم:
۞در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ ۞
Friday, 3 December , 2021
امروز : جمعه, ۱۲ آذر , ۱۴۰۰ - 28 ربيع ثاني 1443
  پرینتخانه » اسلایدر, کشکول تاریخ انتشار : 15 می 2019 - 3:07 |

بیان فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام) بخش۲

بیان قطره ای از فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام): ۵-  شجاعت علی (علیه السلام) در طول زندگی خود، در تمام کمالات از جمله شجاعت، از همه افراد برتر بوده اند که تنها رسول خدا (صلی علیه و آله) درجاتشان از علی (علیه السلام) بالاتر بوده است. تمام عرب او را در شجاعت و مبارزه و امثال ذالک، […]

بیان فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام) بخش۲

بیان قطره ای از فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام):

۵-  شجاعت

علی (علیه السلام) در طول زندگی خود، در تمام کمالات از جمله شجاعت، از همه افراد برتر بوده اند که تنها رسول خدا (صلی علیه و آله) درجاتشان از علی (علیه السلام) بالاتر بوده است. تمام عرب او را در شجاعت و مبارزه و امثال ذالک، فردی بی نظیر می دانستند.

          اینک به قطره ای از رشادت های ایشان پرداخته می شود:

ــ در جنگ احد، وقتی که عده زیادی از مسلمانان به علل متفاوت مانند قتل پیامبر، فرار کرده بودند وضعیت بحرانی برای سپاه اسلام به وجود آمده بود و حقیقتاً اسلام در خطر بود که با کمک خداوند و به وسیله رشادت های علی (علیه اسلام) دشمن شکست خورد. علی (علیه السلام) چنان در مقابل دشمن شمشیر زد که ندایی از آسمان بلند شد:«لا سَیفَ اِلّا ذُوالفَقار    وَلا فَتی اِلا عَلِیٌّ»[۱]

ــ علاوه بر این، می توان به ماجرای خندق و نبرد با عمربن عبدود، فتح قلعه خیبر، و …. اشاره کرد.

در فتح قلعه خیبر که یکی از کارهای خارق العاده ایشان نیز محسوب می شود، علی (علیه السلام) در قلعه را که بیش از ۵۰  نفر هم نمی توانست آن را جابه جا کند، از جا کَند و او را پرتاب کرد.

علی(علیه السلام) در همین مواقع می فرمود:  «انا الذی سمتنی امّی حیدره     کلیث غابات کریه المنظره»[۲]

ــ و نهایتاً اشاره می شود به سخن و اعترافی از عالم سنی مذهب، ابن ابی الحدید معتزلی که در مدح امیرالمؤمنین (علیه السلام) و شجاعت امام(علیه السلام) میگوید:
«علی (علیه السلام) در شجاعت، داستان دلاوران قبل از خود را از یاد مردم برد و نام کسانی را که بعد از او می آیند محو نمود. مقامات علی (علیه السلام) در جنگ مشهور است که تا قیامت، در تاریخ دلیران، ضرب المثل خواهد بود»[۳].

۶-القاب امیرالمؤمنین(علیه السلام)

۱-۶  علی(علیه السلام)، فاروق و صدیق امت:
پیامبر اکرم (صلی علیه و آله) «علّی ! اَنتَ الصِدِیقُ الاکبر واَنتَ الفاروقُ الذی تفرقُ الحَّق والباطِلَ»[۴].

۲-۶ علی(علی<ه السلام)، باب مدینه العلم: به نقل از صحیح ترمزی، وارد شده که پیامبر فرمودند: «انا مدینه العلم و علی بابها»"[5] 3-6  «ابوتراب» از سهل «رضی الله عنه»:  (رسول خدا، علی را در مسجد دید که خوابیده و رداء او از دوشش افتاده و خاک آلود گردیده است. آن حضرت، خاک را با دست مبارک خود از رداء زدود و فرمود: برخیز ابا تراب!....  این کنیه ، نزد علی (علیه السلام) دوست داشتنی ترین کنیه ها بود؛ زیرا رسول خدا او را با این کنیه مکنی فرموده بود<[6]. در ضمن، باید توجه داشت که برخی از اهل سنت، سعی داشته و دارند که این منقبت را معکوس در ذم علی (علیه السلام) نشان دهند. اما قابل توجه است که در حدیث مطرح شده از کتاب مذکور، علت محبوبیت این کنیه و از جانب رسول خدا، مکنت بخشی پیامبر به خود دانسته است، یعنی به خاطر تواضع و فروتنی که ایشان داشتند، پیامبر او را با این لقب گرامی داشته نه به خاطر مذمت این جناب بوده است. 7-فضیلتی عجیب، از جانب رسول خدا!!! «پیامبر، نماز ظهر را در «منطقه» صهبا خواند سپس علی (علیه السلام) را سوی کاری فرستاد و بعد از آنکه علی (علیه السلام) برگشت پیامبر نماز عصر را خوانده بود. پیامبر سر خود را بر دامان علی گذاشت و به خواب فرو رفت. علی مدتی که پیامبر خواب بود، اصلا حرکت نمی کرد که مبادا حضرتش بیدار شود. آن گاه که پیامبر بیدار گشت، خورشید، غروب کرده بود، به همین جهت، دعا کرد و فرمود: «اَللهُم اِنَّ عَبَدکَ اِحتَبَسَ نَفسَهُ علی نبیه فَرُدَّ علیه مَشرِقَها» خدایا!! بنده ات علی، خود را به خاطر پیامبرت وقف کرده، پس تو نیز روشنایی خورشید را برای او بازگردان {7} این واقعه، به «ردّ الشمس» معروف است. 1-7 تکذیب واقعه:   ابن تیمه گوید: «همه شیعیان بر این باورند که خورشید دوباره برای علی، برگشته است؛ آیا با وجود کثرت مخلوقات و فاصله زمانی اندک از آن عصر، می توان بی آبرویی و بی حیایی و جرأت بر دروغ گویی بالاتر از این تصور کرد؟!»[8] 1-1-7 ردّ شبهه : اولاً نه تنها شیعیان بلکه بسیاری از ثقات اهل سنت، با سندهای بی شماری، آن را نقل کرده اند» ثانیاً احتجاج امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در روز شوری و عدم مخالفت جمع نیز نمایانگر همین است که آنها از سخن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) خبر داشته  و آن را تصدیق نموده اند{9}. ثالثاً موفق بن احمد خوارزمی به سند خویش از مجاهد نقل می کند: «از ابن عباس در رابطه با شأن علی (علیه السلام) سوال شد، وی گفت: «وَاللهِ هو اَحَدُ الثقَلَینِ سَبَقَ بالشَّهادتَینِ و صَلَّی القِبلَتَینِ و بایَعَ البَیعَتینِ وَ هُوَ اَبوألسَبطَینّ الحَسَنِ و اَلحُسینِ و رُدَّت علیه الشَّمسُ مَرَّتَینِ فَمَثَلُهُ فی الاُمَّهُ مَثَلُ ذی القَرنَینِ و هو مولای و مولی الثَّقَلیَنِ»{10]. در روایت اخیر، علاوه بر ذکر چند فضیلت با اهمیت دیگر از علی بن ابی طالب (علیهم السلام) به ردّ الشمس نیز اشاره شده است. 2-7   اشتمال روایت بر منکرات»: « ابن تیمیه در منهاج السّنه آورده: «احادیث ردّ الشمس، مشتمل بر منکراتی است، از جمله اینکه پیامبر، در وقت عصر خوابیده است، در حالی که مکروه است. و نیز چگونه ممکن است که نماز علی (علیه السلام) فوت شود؟ و در حقیقت این واقعه از مطاعن او به حساب می آید نه مناقب....» 1-2-7  جواب شبهه : اولاً مطابق برخی از روایات، پیامبر نخوابیده بلکه حالتی شبیه به غشوه به جهت نزول وحی بر او دست داده است.  ثانیاً : مطابق برخی روایات، علی (علیه السلام) در آن حال، نماز خود را ترک نکرد بلکه با اشاره به جا آورد و اگر خورشید بازگشت، به جهت آن بود که نماز حضرت در وقتش خوانده شود و این دالّ بر نهایت کمال ایشان است. ثالثاً : می توان اینگونه توجیه کردکه علی (علیه السلام) از آنجا که می دانسته است خورشید برای او به جهت نماز عصر بر می گردد، لذا نماز خود را به صورت طبیعی، به تأخیر انداخت[11]. 3-7  محال بودن برگشت خورشید: با اینکه برگشت خورشید،امری محال است، چگونه امکان دارد که دوباره عود کند؟ 1-3-7  ردّ شبهه : «اولاً بازگشت خورشید، امری عجیب است ولی غیر ممکن نیست و می توان آن را از این طرق به اثبات رساند»: ـــ اینکه خورشیدی را خداوند در آن موضع قرار داده خلق می کند. ـــ برخی از منطقه زمین، پائین برود تا خورشید در آنجا ظاهر گردد. ـــ ممکن است که آن خورشید، خورشید عالم مثال باشد که عالمی وسیع است و از آن عالم، معجزه و خارق العاده نشأت گیرد.   ثانیاً : چگونه این واقعه را در حق امام علی (علیه السلام) انکار میکنند در حالی که شبیه آن را برای یکی از انبیای الهی ثابت کرده اند؟ ثالثاً : این معجزه همانند دیگر معجزات خارق العاده پیامبر خدا می باشد مانند تسبیح سنگ در دستان پیامبر، شق القمر، سلام کردن درخت و سنگ بر پیامبر و ... رابعاً : ردّ الشمس از موارد ولایت تکوینی رسول الله صلی الله علیه و آله) می باشد که از آن به معجزه تعبیر می شود که مانند آن را آصف بن برخیا نیز به نصّ قرآن کریم[12] داشته است لذا تخت بلقیس را در کمتر از یک چشم به هم زدن نزد سلیمان (علیه السلام) آورد[13}. 8- علی (علیه السلام) ولی، وصّی و خلیفه رسول الله (صلی الله علیه وآله) یکی از اصلی ترین و می توان گفت تنها ترین وجه این همه اختلاف بین شیعه و سنی که موجب دست زدن به تحریف دیگر فضائل امیر المؤمنین شده است، همین فضیلت و همین شأن علی (علیه السلام) است که با ذکر احادیثی، مورد تبیین واقع می شود: 1-8 حدیث غدیر : پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در منازل بسیاری بیان داشته است که علی (علیه السلام) جانشین ایشان است، به گونه ای که معمولاً بعد از هر واقعه مهمی این موضوع را به طرزی بیان می فرمودند. اما نهایت بار، در آخرین روزهای عمر خود، وقتی که می خواستند آخرین حج خویش را به جای آورند، در راه برگشت به وسیله دستور عجیبی که از جانب خداوند آمد، مسئله خلافت را به صورت علنی وجدی بیان داشته و اتمام حجت کردند. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در عرض خطبه ای طولانی و پر مفهوم، ولیّ بعد خود را از جانب خداوند انتخاب فرمود: «مَن کنتُ مَولاه فعلیُّ مولاه اللّهُمَّ والِ مَن والاه و عادِ مَن عاداه»[14] در کتب و منابع بسیار مهم و اصیل اهل سنت، این حدیث و این خطبه با کمی تفاوت وارد شده و مورد اتفاق علمای آنان است، اما چیزی که آنها با آن مخالفت می ورزند، معنای ولیّ در این قسمت است. اکنون به معنای «ولی» پرداخته می شود: 1-1-8«معنای ولیّ و مولی» : در کتب لغت دو معنای اصلی برای «ولیّ» به کار رفته است.  ابن فارس، واژه ولیّ را به معنای قرب و نزدیکی بر می گرداند[15]. و نیز کلمه «مولی» را به معانی که یکی از آنها صاحب[16] است، ذکر کرده و نیز بیان میکند و آن «سرپرستی چیزی و به عهده گرفتن انجام امور یک شهر یا یک معامله و مانند آنها»[17] می باشد. فیروز آبادی، هر دو معنا را برای «ولیّ» بیان می کند و معنای امارت و سلطنت و فرمانروایی را نیز اضافه می نماید؛ از این رو برخی، همه معانی را به صورت یکجا آورده و گفته اند که ولایت به معنای صاحب اختیار،سرپرست ، سلطان و .... به کار برده می شود. با توجه به دلایلی که خواهد آمد، مشخص می شود که تنها معنایی که در این حدیث می توان استفاده کرده همان «سرپرستی» سلطنت و معنای دقیق تر آن، اولی به تصرف بودن است [18]. تفتازانی، از علمای عامه نیز از جمله استعمالات (مولی)، «اولی به تصرف» را آورده است[19]. 2-1-8 دلالت حدیث غدیر: باید کیفیت دلالت این حدیث بر این که فضیلتی برای علی (علیه السلام) محسوب می شود، معلوم گردد؛ ــ اول: قول پیامبر، قبل از اعلام ولایت علی (علیه السلام) با عبارت «من اولی الناس با المومنین  من انفسهم» است. ــ دوم: جمعیت حاضر در صحنه و همه کسانی که بعد از آن، خبر را شندیدند، با توجه به اینکه حد معمول آنها فصیح و بلیغ بودند، معنای ولیّ را با توجه به خطاب می فهمیدند کما که بعد از آن ،حسان بن ثابت انصاری این شعر را سرود: فقال له : «قم یا علَّی فإنَّنی رَضِیَتُک من بعدی اماما و هادیاً» [20] ــ سوم : از نظر عقلی نیز شایسته نیست که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آن جمعیت را در گرمای سوزان عربستان جمع کند که تنها بگوید علی(علیه السلام)، دوست من است با آنکه بارها این مطلب را فرموده بود و همه نیز رابطه علی (علیه السلام) را با پیامبر می دانستند[21]. لذا واضح است که منظور از مولی در حدیث، چه می باشد. 2-8 حدیث ولایت : این حدیث را احمد بن حنبل از عمران بن حصین و نیز از بریده و همچنین از ابن عباس نقل کرده است؛ علاوه بر احمد حنبل، ابوداوود طیالسی، ترمذی و بخاری نقل کرده اند؛ اما در این میان تنها بخاری به شکل دیگری نقل کرده است که نام علی (علیه السلام) در آن موجود نباشد[22]. حدیث ، طبق روایت احمد بن حنبل از بریده : «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دو لشکر به سوی یمن فرستاد؛ بر یکی از آنها علی بن ابیطالب (علیه السلام) را گماشت و بر دیگری خالدبن ولید را گمارد و فرمود: هرگاه به یکدیگر رسیدید، علی امیر شماست و اگر از هم جدا شدید، هر یک امیر لشکر خود باشند. بریده گوید: به قبیله بنی زید در یمن رسیدیم و با هم به مقاتله پرداختیم، مسلمانان بر مشرکان غالب شدند، در این قتال، ذّریه مشرکان، به اسارت گرفته شدند علی (علیه السلام) از بین اسیران، زنی برای خود گرفت. بریده گوید: خالد مرا خواست در نامه ای که به من داد، امر کرد به مدینه بروم و از این واقعه، نزد رسول الله شکایت کنم خدمت رسول الله (صلی الله علیه و آله) رسیدم و نامه را تقدیم کردم. همین که حضرت نامه را خواند مشاهده کردکه غضب در صورت پیامبر نمایان شد عرض کردم: ای رسول خدا ! الان وقت پناه بردن به خداست شما مرا با کسی فرستادی و دستور اطاعت از او دادی و من نیز چنین کردم حضرت فرمود: «لا تَقَع فی عَلیٍ فَإنَّه منّی و انّا منه و هو ولیُّکم بعدی» سخنی بر ضد علی مگو زیرا او از من است و من از اویم، و او ولّی شما پس از من است»[23]. همچنین از ابن عباس نقل می کند: احمد بن حنبل از یحی بن حماد از ابوعوانه از ابوبلج از عمروبن میمون؛ «من نزد ابن عباس بودم که ناگاه 9 دسته به نزد او آمدند و گفتند : ای پسر عباس! تو با ما می آیی و یا اینکه ما را رها می کنی ؟ ابن عباس گفت: بلکه با شما می آیم. بریده می گوید: ابن عباس در آن روز سالم بود و هنوز کور نشده بود؛ آنان شروع به سخن گفتن  کردند ولی من سخنان آنان را متوجه نشدم. بعد از مدتی ابن عباس برگشت در حالی که لباس خود را می تکاند و می گفت: «اف و تف بر شما باد! اینان بر ضدّ کسی سخن گفتند که برای او 10 خصوصیت بود؛ آنگاه یکی پس از دیگری، آن خصوصیات را برشمرد تا به حدیث ولایت، اشاره کرد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در شأن علی (علیه السلام) فرمود: «اَنتَ وَ لِیّی فی کلِّ مُؤمِنٍ بعدی[24]» تو ولی و جانشین من، بر همه مؤمنان بعد از من هستی. با توجه به معانی که در حدیث غدیر از معانی «مولی» مورد بحث واقع شده، حدیث، دال بر ولایت تصرفی و خلافت حضرت امیر المؤمنین، علی (علیه السلام) است. 3-8  حدیث وصایت : این حدیث، به شکل های متفاوت آمده است، در چند حدیث آورده می شود:    اول: بعد از نزول آیه شریفه «و انذر عشیرتک الا قربین»[25] و وقوع آن قصه معروف خطاب به علی بن ابی طالب (علیه السلام) در محضر جماعتی از قریش، فرمود: «انَّ هذا اَخی و وَصیّی وَ خَلیفَتی فیکم فَاسمَعُوا و اَطیعُوا»[26}   دوم: ابن ابی الحدید، از کتاب «الفردوس» و نیز از احمد حنبل  نقل کرده است که پیامبر فرمود: «کنتُ اَنا و علِیٌّ نوراً بینَ یَدیِ اللهِ عَّز وَجَلَّ قَبلَ ان یَخلُقَ آدمَ بِاربَعَهَ عَشَرَ عاماً فلما خَلَقَ آدَمَ قَسَمَ ذالک النورَ وَ جَعَلَهُ جُزئینِ فَجُزءُ انا و جُزءٌ علیٌّ ثُمَّ انتَقَلَنا حَتّی صرنا فی عبدِ المُطَّلِبِ فکانَ لی النّبُوَّهُ و لِعَلیٍّ الوَصیَّهُ» 1-3-8 دلالت حدیث: وصایت به معنای عهد است. گفته می شود: اَوصَی الی فُلانٍ: یعنی به او عهد کرد. حال اگر متعلق وصیت، معین باشد، بر همان مورد حمل می گردد ولی در صورتی که مورد وصیت، تعیین نگشته باشد، حمل بر تمام موارد آن می شود؛ زیرا مطلق بیان شده است. در این مورد نیز مطلب بر همین قرار است؛ در نتیجه می توان عهد و وصیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) را بر مطلق شئون حضرت، حمل کرد که از آن جمله، مسأله زعامت ، امامت و حاکمیت بر مسلمین است[27]. بنابر ذکر این فضائل اندک از فضیلت های بی شمار حضرت امام علی (علیه السلام)، مشخص می شود که تنها ایشان است که با این همه فضائل و برتری، می تواند جانشین پیامبر باشد چرا که زعامت، به دست کسی است که آگاه به قرآن و معارف الهی باشد. پیامبر اکرم در وصف ایشان باز می فرماید:«علیٌ مَعَ القُرآنِ وَ القرآنُ مَعَ عَلّیِ لا یَفترِقانِ حتّی یَرِدا عَلَیَّ الحَوضَ»[28] و نیز سعادت بشری بسته به فهم معارف حقیقی الهی بوده است و این میسر نیست مگر به تفسیر حقیقی قرآن از سوی لایق ترین افراد و پیروی از حق آنان در این هدف...» [1] - الکنجی الشافعی، محمد بن یوسف، کفایه الطالب،ج1،ص435 و  الجزایری،الحمید، جواهرالبلاغه،ص 130 [2] -المؤمنی، محمد امین، لمحات من البلاغه،ص25 [3] -میر لوحی، ابوالفضل، نجلی فضیلت،ج1،ص20 [4] -سیره الامام علی بن ابی طالب،ج1،ص382 [5] -هاشمی شافعی، محمد طاهر، مناقب، اهل بین (علیهم السلام) از دیدگاه اهل سنت، ص111 و حسینی میلانی، علی، خلاصه عبقات الانوار«حدیث انا مدینه العلم»، ص 18 [6] - همان،ص128 [7] -القندوزی الحنفی، سلیمان ابن ابراهیم، ینابیع الموّده ،ج1و2، ص162. [8] -شفیعی شاهردوی، محمد حسن، سلسله موضوعات الغدیر، ج5 ، ص329. [9] -همان [10} -القندوزی الحنفی، سلیمان ابن ابراهیم، ینابیع المودّه، ج1 و2 ،ص164 [11] - رضوانی، علی اصغر ، امام شناسی و پاسخ به شبهات امامت در حدیث ، ج2 ، ص487. [12] - نحل/4 [13] - رضوانی ، علی اصغر،امام شناسی و پاسخ به شبهات امامت در حدیث ، ج2، ص 487-488 [14] - هاشمی شافعی، سید محمد طاهر، مناقب اهل بیت (علیه السلام) از دیدگاه اهل سنت، ص105 [ 15} - ابن فارس، معجم مقاییس الغه ، ص1064 - 1065 [16] - همان ، ص1064 [17] - همان، ص1065 [18] - سبحانی، محمد تقی، معارف و عقاید 1 و 2 ،ص296. [19] - تفتازانی، شرح المقاصد، ج5 ، ص273. [20] - سبحانی، محمد تقی، معارف و عقاید 1 و 2، ص305-306 [21] -همان،ص360 [22] - رضوانی، علی اصغر، امام شناسی و پاسخ به شبهات امامت در حدیث، ج2 ص 156-162. [23] -همان، ص157-158 [24] -همان ،ص159 [25] -شعرا/214 [26] - رضوانی؛ علی اصغر، امام شناس و پاسخ به شبهات امامت در حدیث ، ج2، ص193. و مرتضوی،محمد،آیات ولایت در قرآن،ج2،ص35 [27] -همان، ص199 [28] - الکفیل، ابراهیم، مغنی الاریب، ص93.

نویسنده : سید | منبع خبر : سایت ایران اسلامی
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.