قران کریم:
۞در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ ۞
Friday, 3 December , 2021
امروز : جمعه, ۱۲ آذر , ۱۴۰۰ - 28 ربيع ثاني 1443
  پرینتخانه » معاد تاریخ انتشار : 26 ژوئن 2021 - 15:18 |

شفاعت:قسمت پنچم

بسم الله الرحمن الرحیم شفاعت درباره چه کسانى جریان مى‏ یابد؟ همان طور که گفته شد قرار است که در مورد هر یک از موضوعات به تفصیل توضیح دهیم. علامه طباطبایی در این مورد توضیح خوبی داده اند که آن را نقل می کنیم از خواننده گرامی تقاضا داریم که این متن و چند متن […]

شفاعت:قسمت پنچم

بسم الله الرحمن الرحیم

شفاعت درباره چه کسانى جریان مى‏ یابد؟

همان طور که گفته شد قرار است که در مورد هر یک از موضوعات به تفصیل توضیح دهیم.

علامه طباطبایی در این مورد توضیح خوبی داده اند که آن را نقل می کنیم از خواننده گرامی تقاضا داریم که این متن و چند متن بعدی را با دقت و حوصله بخواند.

تعیین اشخاصى که درباره ‏شان شفاعت می شود، آن طور که باید با تربیت دینى سازگارى ندارد، و تربیت دینى اقتضاء میکند که آن را بطور مبهم بیان کنند، هم چنان که قرآن کریم نیز آن را مبهم گذاشته، مى‏فرماید: (کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَهٌ، إِلَّا أَصْحابَ الْیَمِینِ، فِی جَنَّاتٍ یَتَساءَلُونَ، عَنِ الْمُجْرِمِینَ ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ؟ قالُوا: لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ، وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ، وَ کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِینَ، وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ، حَتَّى أَتانَا الْیَقِینُ، فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَهُ الشَّافِعِینَ‏، هر کسى گروگان کرده خویش است، مگر اصحاب یمین، که در بهشتها قرار دارند، و از یکدیگر سراغ مجرمین را گرفته، مى‏پرسند: چرا دوزخى شدید؟ میگویند: ما از نمازگزاران نبودیم، و بمسکینان طعام نمیخوراندیم، و همیشه با جستجوگران در جستجو بودیم، و روز قیامت را تکذیب مى‏کردیم، تا وقتى که یقین بر ایمان حاصل شد، در آن هنگام است که دیگر شفاعت شافعان سودى براى آنان ندارد)[۱].

در این آیه مى‏ فرماید: در روز قیامت هر کسى مرهون گناهانى است که کرده، و بخاطر خطایایى که از پیش مرتکب شده، بازداشت می شود، مگر اصحاب یمین، که از این گروه آزاد شده‏ اند، و در بهشت مستقر گشته‏ اند، آن گاه می فرماید: این طائفه در عین اینکه در بهشتند، مجرمین را که در آن حال در گرو اعمال خویشند، مى ‏بینند، و از ایشان در آن هنگام که در دوزخند مى‏ پرسند، و ایشان به ان علت‏ها که ایشان را دوزخى کرده اشاره مى‏ کنند، و چند صفت از آن را مى ‏شمارند، آن گاه از این بیان این نتیجه را مى‏ گیرد که شفاعت شافعان بدرد آنان نخورد.

و مقتضاى این بیان این است که اصحاب یمین داراى آن صفات نباشند یعنى آن صفاتى که در دوزخیان مانع شمول شفاعت انها شد، نداشته باشند، و وقتى آن موانع در کارشان نبود، قهرا شفاعت شامل حالشان می شود، و وقتى مانند آن دسته در گرو نباشند، لا بد از گرو در آمده ‏اند، و دیگر مرهون گناهان و جرائم نیستند، پس معلوم می شود: که بهشتیان نیز گناه داشته‏ اند، چیزى که هست شفاعت شافعان ایشان را از رهن گناهان آزاد کرده است.

آرى در آیات قرآنى اصحاب یمین را به کسانى تفسیر کرده که اوصاف نامبرده در دوزخیان را ندارند، توضیح اینکه: آیات سوره واقعه و سوره مدثر، که بشهادت آیات آن در مکه و در آغاز بعثت نازل شده، و میدانیم که در آن ایام هنوز نماز و زکاه به این کیفیت که بعدها در اسلام واجب شد، واجب نشده بود.

مع ذلک اهل دوزخ را بکسانى تفسیر مى ‏کند که نمازخوان نبوده‏ اند، پس معلوم می شود مراد از نماز در آیه ۳۸- ۴۸ از سوره مدثر، توجه بخدا با خضوع بندگى است، و مراد از طعام مسکین هم، مطلق انفاق بر محتاجان بخاطر رضاى خداست، نه اینکه مراد نماز و زکاه، نماز و زکاه معمول در  شریعت اسلام باشد.

و منظور از جستجوى با جستجوگران، فرو رفتن در بازى‏گریهاى زندگى، و زخارف فریبنده دنیایى است، که آدمى را از روى آوردن بسوى آخرت باز میدارد، و نمى‏ گذارد بیاد روز حساب و روز قیامتش بیفتد، و یا منظور از آن فرو رفتن در طعن و خرده ‏گیرى در آیات خدا است، آیاتى که در طبع سلیم باعث یادآورى روز حساب می شود، از آن بشارت و انذار میدهد.

پس اهل دوزخ بخاطر داشتن این چهار صفت، یعنى ترک نماز ، و ترک انفاق در راه خدا، و فرورفتگى در بازیچه دنیا، و تکذیب روز حساب، دوزخى شده ‏اند، و این چهار صفت امورى هستند که ارکان دین را منهدم می سازند، و بر عکس داشتن ضد آن صفات، دین خدا را بپا میدارد، چون دین عبارتست از اقتدارى به هادیانى که خود معصوم و طاهر باشند، و این نمیشود، مگر به اینکه از دلبندى بزمین و زیورهاى فریبنده آن دورى کنند، و بسوى دیدار خدا روى آورند، که اگر این دو صفت محقق شود، هم از (خوض با خائضین) اجتناب شده، و هم از (تکذیب یوم الدین).

و لازمه این دو صفت توجه بسوى خدا است به عبودیت، و سعى در رفع حوائج جامعه، که بعبارتى دیگر میتوان از اولى بنماز تعبیر کرد، و از دومى بانفاق در راه خدا، پس قوام دین از دو جهت علم و عمل باین چهار صفت است، و این چهار صفت بقیه ارکان دین را هم در پى دارد، چون مثلا کسى که یکتاپرست نیست، و یا نبوت را منکر است، ممکن نیست داراى این چهار صفت بشود، (دقت فرمائید).

پس اصحاب یمین عبارت شدند از کسانى که از شفاعت بهره ‏مند می شوند، کسانى که از نظر دین و اعتقادات مرضى خدا هستند، حال چه اینکه اعمالشان مرضى بوده باشد، و اصلا محتاج بشفاعت در قیامت نباشند، و چه اینکه اینطور نباشند، على اى حال آن کسانى که از شفاعت شدن منظور هستند اینهایند.

پس معلوم شد که شفاعت وسیله نجات گناه‏کاران از اصحاب یمین است، هم چنان که قرآن کریم هم فرموده: (إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ، نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ‏، اگر از گناهان کبیره اجتناب کنید، گناهان دیگرتان را جبران مى‏کنیم)[۲] و بطور مسلم منظور از این آیه این است که گناهان‏

صغیره را خدا مى‏ آمرزد، و احتیاجى بشفاعت ندارد، پس مورد شفاعت آن عده، از اصحاب یمینند، که گناهانى کبیره از آنان تا روز قیامت باقى مانده و بوسیله توبه و یا اعمال حسنه دیگر از بین نرفته، پس معلوم می شود شفاعت مربوط باهل کبائر از اصحاب یمین است، هم چنان که رسول خدا (ص) فرموده: (تنها شفاعتم مربوط باهل کبائر از امتم است، و اما نیکوکاران هیچ ناراحتى در پیش ندارند.

و از جهتى دیگر، اگر نیکوکاران را اصحاب یمین خوانده‏ اند، در مقابل بدکارانند که اصحاب شمال (دست چپى‏ها) نامیده شده ‏اند، و چه بسا طائفه اول اصحاب میمنه، و طائفه دوم اصحاب مشئمه هم خوانده شده ‏اند، و این الفاظ از اصطلاحات قرآن کریم است، و از اینجا گرفته شده که در روز قیامت نامه بعضى را بدست راستشان میدهند و نامه بعضى دیگر را بدست چپشان.

هم چنان که قرآن کریم در این باره مى‏فرماید: (یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ، فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ، فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ، وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا، وَ مَنْ کانَ فِی هذِهِ أَعْمى‏، فَهُوَ فِی الْآخِرَهِ أَعْمى‏، وَ أَضَلُّ سَبِیلًا، روزى که هر جمعیتى را بنام امامشان میخوانیم، پس کسانى که نامه‏شان بدست راستشان داده شود، نامه خویش میخوانند، و مى‏بینند که حتى بقدر فتیلى ظلم نشده‏اند، و کسانى که در این عالم کور بودند، در آخرت کور، و بلکه گمراه‏ترند)[۳]، که مراد بدادن کتاب بعضى بدست راستشان، پیروى امام بر حق است، و مراد بدادن کتاب بعضى دیگر بدست چپشان، پیروى از پیشوایان ضلالت است، هم چنان که در باره فرعون فرمود: (یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ، فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ، فرعون روز قیامت پیشاپیش پیروانش مى‏آید، و همگى را در آتش مى‏کند)[۴].

و سخن کوتاه اینکه برگشت نامگذارى به اصحاب یمین، بهمان ارتضاء دین است چنان که برگشت آن چهار صفت هم بهمان است.

مطلب دیگرى که تذکرش لازم است، این است که خداى تعالى در یک جا از کلام عزیزش شفاعت را براى کسى که خودش راضى باشد اثبات کرده، و فرموده: (وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى‏)[۵]، و این ارتضاء را به هیچ قیدى مقید نکرده، و معین ننموده آن اشخاص چه اعمالى دارند، و نشانه‏ هاشان چیست؟ هم چنان که همین مبهم گویى را در جاى دیگر کرده، و فرموده: (إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ، وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلًا، مگر کسى که رحمان اجازه‏ اش داده باشد، و سخنش پسندیده باشد)[۶]، که مى ‏بینید در این آیه نیز معین نکرده، اینگونه اشخاص چه کسانند؟ از اینجا مى ‏فهمیم مقصود از پسندیدن آنان، پسندیدن دین آنان است، نه اعمالشان، و خلاصه اهل شفاعت کسانیند که خدا دین آنان را پسندیده باشد، و کارى به اعمالشان ندارد.

بنابراین می توان گفت: برگشت این آیه نیز از نظر مفاد، به همان مفادى است که آیات قبل بیان مى ‏کرد.

از سوى دیگر در جاى دیگر فرموده: (یَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً، وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ إِلى‏ جَهَنَّمَ وِرْداً، لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ، إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً، روزى که پرهیزکاران را براى مهمانى و خوان رحمت خود محشور مى‏کنیم و مجرمین را براى ریختن بجهنم بدان سو سوق میدهیم، آنان مالک شفاعت نیستند، مگر کسى که قبلا از خداى رحمان عهدى گرفته باشد)[۷] و کلمه (شفاعت) در این آیه مصدر مفعولى است، یعنى شفاعت شدن، و معلوم است که تمامى مجرمین کافر نیستند، که دوزخى شدنشان حتمى باشد.

بدلیل اینکه فرمود: (إِنَّهُ مَنْ یَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً، فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ، لا یَمُوتُ فِیها، وَ لا یَحْیى‏، وَ مَنْ یَأْتِهِ مُؤْمِناً، قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ، فَأُولئِکَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى‏، بدرستى وضع چنین است، که هر کس با حال مجرمیت نزد پروردگارش آید، آتش جهنم دارد، که نه در آن مى‏میرد، و نه زنده میشود، و هر کس که با حالت ایمان بیاید، و عمل صالح هم کرده باشد، چنین کسانى درجات والایى دارند)[۸].

چه از این آیه بر مى‏آید: هر کس مؤمن باشد، ولى عمل صالح نکرده باشد، باز مجرم است، پس مجرمین دو طائفه‏ اند، یکى آنکه نه ایمان آورده، و نه عمل صالح کرده ‏اند، و دوم کسانى که ایمان آورده ‏اند، ولى عمل صالح نکرده ‏اند، پس یک طائفه از مجرمین مردمانیند که بر دین حق بوده‏ اند، و لکن عمل صالح نکرده ‏اند، و این همان کسى است که جمله: (إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً)، در باره‏اش تطبیق مى ‏کند.

چون این کسى است که عهد خدا را دارد، آن عهدى که آیه: (أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ: أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ، إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ، وَ أَنِ اعْبُدُونِی، هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ‏، مگر به شما اى بنى آدم فرمان ندادم که شیطان را نپرستید؟ که او دشمن آشکار شما است، و اینکه مرا بپرستید، که این صراط مستقیم است؟)[۹] از آن خبر میدهد، پس عهد خدا (وَ أَنِ اعْبُدُونِی) است، که عهد در آن بمعناى امر است، و جمله‏ (هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ) الخ، عهد بمعناى التزام است، چون صراط مستقیم مشتمل بر هدایت بسوى سعادت و نجات است.

پس این طائفه که گفتیم ایمان داشته‏ اند، ولى عمل صالح نکرده ‏اند، آنهایند که عهدى از خدا گرفته بودند، و بخاطر اعمال بدشان داخل جهنم می شوند، بخاطر داشتن عهد، مشمول شفاعت شده، از آتش نجات مى‏ یابند.

آیه شریفه (وَ قالُوا: لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّاماً مَعْدُودَهً، قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً، گفتند: آتش دوزخ جز چند روزى بما نمى‏ رسد، بگو مگر شما از خدا عهد گرفته بودید)؟[۱۰]، نیز باین حقیقت اشاره دارد، و بنابراین، این آیات نیز بهمان آیات قبل برگشت مى‏ کند،  همه آنها دلالت دارند بر اینکه مورد شفاعت، یعنى کسانى که در قیامت برایشان شفاعت می شود، عبارتند از گنه‏کاران دین‏دار، و متدینین بدین حق، ولى گنه‏کار، اینهایند که خدا دینشان را پسندیده.

دراینجا شایسته است که به سوالی پاسخ دهیم:

سوال:مطابق برخی روایات،هرکس ذره ای ایمان داشته باشد،شفاعت می شود ولی در برخی دیگر آمده است که مثلا سبک شمردن نماز،خیانت و … مانع شفاعت می شود.آیا این دو باهم تنافی ندارند؟

پاسخ:این دو باهم تنافی ندارند زیرا مقصود از دسته دوم،آن است که گناه باعث می شود انسان مدت ها در عذاب بماند و از شفاعت بی بهره باشد.روایات دسته اول می گوید هرکس ایمان به خدا داشته باشد ودین او مورد پسند الهی باشد،بالاخره شفاعت گران،دست نجات بهسوی او دراز می کنند.تنها کفر و دشمنی با رسول اکرم و اهل بیت او است گه به طور کلی انسان را از شفاعت محروم می سازد.

منبع:۱-ترجمه تفسیر المیزان ج۱ص۲۵۶-۲۶۰

      ۲-شفاعت وزیارت(بر گرفته از آثار آیت الله سبحانی)ص۴۳

      ۳-موسسه کامپیوتری نور، نرم افزارهای علوم اسلامی

 

[۱] – سوره مدثر آیات ۳۸- ۴۸

[۲] – سوره نساء آیه ۳۱

[۳] – سوره اسرى آیه ۷۲

[۴] – سوره هود آیه ۹۸

[۵] – سوره انبیاء آیه ۲۸

[۶] – سوره طه آیه ۱۰۹

[۷] – سوره مریم آیه ۸۷

[۸] – سوره طه آیه ۷۵

[۹] – سوره یس آیه ۶۱

[۱۰] – سوره بقره آیه ۸۰

نویسنده : سید احمد افراه | منبع خبر : سایت فرهنگی ایران اسلامی
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.